حقوق زن و مرد یک مقدمه ای در جامعه

0

حقوق زن و مرد

دولتهای عضو باید عواملی را در نظر بگیرند كه مانع از برابری برابر زنان و مردان از هر حق مندرج در میثاق می شود. برای اینکه کمیته بتواند در رابطه با اجرای مقاله حقوق مندرج در میثاق ، تصویری کامل از وضعیت زنان در هر کشور عضو بدست آورد. این اظهارنظر کلی برخی از عواملی را که در بهره‌مندی از زنان بر اساس مساوی از حقوق مندرج در میثاق تأثیر می گذارد ، مشخص می کند و نوع اطلاعات مورد نیاز در رابطه با این حقوق را تعیین می کند.

7. از برخورداری از حقوق بشر زنان در مواقع اضطراری باید حمایت شود (ماده 4). دولتهای عضو که اقداماتی را انجام می دهند که در مواقع اضطراری عمومی به تعهدات خود مطابق با میثاق عمل نکنند ، همانطور که در ماده 4 پیش بینی شده است ، باید اطلاعاتی را در مورد تأثیر این اقدامات بر وضعیت زنان به کمیته ارائه دهند و نشان دهند که آنها تبعیض آمیز نیستند.

1. حقوق زن و مرد حق زندگی و موجودیت

حقوق زن و مرد حق زندگی و موجودیت به عنوان موجودات زنده ، انسانها حق دارند كه زندگی خود را ادامه دهند و هیچ كس حق ندارد این حق را از حق خود دور كند بدون آنكه از لحاظ شرعی و قانونی مشروعیت داشته باشد.

2. حق آزادی

هر فرد ، زن و مرد آزاد آفریده شده است و این آزادی بر هر روح فرو رفته است. هیچ کس حق ندارد هیچ کس را از این آزادی محروم کند مگر اینکه باعث تضاد با آزادی دیگران یا واگرایی از منافع خود یا جامعه شود.

3. حق استفاده از منابع طبیعی حقوق زن و مرد

ما در دنیایی زندگی می کنیم که نیازهای مختلفی از ما به ما نیاز دارد: آب ، هوا ، مواد غذایی ، پوشاک و غیره. باید بتوانیم مواد غذایی ، اکسیژن و غیره را مصرف کنیم. منابعی مانند معادن ، جنگلها ، جنگلها و دریاها متعلق به مردم است و طبیعتاً انسانها حق استفاده از آنها را دارند. هیچ کس حق ندارد از ما جلوگیری کند ، مگر اینکه این حق با حقوق دیگران مغایرت داشته باشد. در مورد حق اقامت نیز همین است.

حقوق زن و مرد از آنجا که انسان ها به یک خانه احتیاج دارند ، به طور طبیعی ، آنها حق دارند خانه خود را در مرزهای کشور یا شهرشان یا هر جای دیگر برای آن موضوع به دست آورند. البته مشخص شده است که این باید مطابق یک نظام تنظیم خاص باشد که یک ضرورت برای زندگی اجتماعی است و برای تأمین منافع عمومی لازم است.

در همه این نکات اظهار داریم که به دلیل ماهیت انسانی و طبق اصول اولیه ، چنین حقوقی داریم. به طور طبیعی ، اگر استفاده ما از این حقوق مستلزم نقض و نقض حقوق افراد یا جامعه باشد ، مطمئناً باید محدود شوند. به عنوان مثال ، حق زندگی شخصی که مرتکب تجاوز به جان دیگران می شود یا امنیت جامعه را در معرض خطر قرار می دهد ، نمی توان گفت که قابل احترام و امنیت است. در حقیقت ، این افراد از این حق و قانون مدنی که رتبه آنها دقیقاً پس از حقوق بشر است ، منحرف می شوند ، باید تعیین کنند که چه کاری باید در مورد آنها انجام شود.

4- حق مراقبت از بهداشت و بهداشت

برای محافظت از زندگی و سلامتی خود ، به عنوان انسان ، زن و مرد حق دارند از یک محیط سالم و بهداشتی بهره مند شوند و از آنچه برای درمان و از بین بردن بیماری لازم است استفاده کنند. این یک حق طبیعی همه انسان ها است و هیچ کس نمی تواند به طور مشروعیت مانع از آن شود.

5- حق اشتغال در حقوق زن و مرد

پیش شرط تأمین هزینه های زندگی کار است. بنابراین ، برای رفع نیازهای خود ، زن و مرد حق کار دارند و ثمرات زحمات هر شخص متعلق به خودشان است. هرکسی که برای شخص دیگری کار کند باید دستمزد عادلانه ای دریافت کند. دستمزد منصفانه به معنای جبران میزان کارهایی است که انجام می شود ، صرف نظر از اینکه کارمند مرد یا زن باشد ، سیاه یا سفید.

هر شخص حق دارد برای کارهایی که انجام می دهد جبران خسارت دریافت کند. نمی توان به کارمند خود گفت: به دلیل اینکه شما زن هستید باید برای همان کار دستمزد کمتری دریافت کنید. اسلام کاملاً مخالف این است. طبق اسلام ، اگر زنی در خانه یا هر جای دیگر فعالیت کند ، باید همان درآمد را که مرد دریافت می کند ، دریافت کند.حقوق زن و مرد به نظر من ، زنان در این زمینه در این زمینه مظلوم واقع شده اند زیرا معمولاً دیگران از نیازهای زنان بهره می گیرند و آنها را به کار می گیرند و به جای درآمد عادلانه ، نسبت به مرد حقوق کمتری به آنها می دهند.

متأسفانه ، این مسئله در غرب نیز صادق است و از زنان به عنوان نیروی کار ارزان استفاده می شود. مفهوم حقوق عادلانه برابر با حقوق برابر نیست. هر شخص باید به اندازه ارزش کار خود دستمزدی دریافت کند. یک کارگر زن ممکن است به اندازه یک کارگر مرد یا حتی بیشتر کار کند و باید برای کارهایی که انجام می دهد مبلغی معادل دستمزد دریافت کند. جنسیت نباید ملاک باشد – کار ، شرایط و شرایط آن باید پایه و اساس حقوق یک شخص باشد.

یک کلمه دلسوز در حقوق زن و مرد

در شرایط فعلی صدها هزار فارغ التحصیل دانشگاه در رشته های مختلف داریم که بسیاری از آنها زنانی هستند که معمولاً تمایل به کار دارند. به بهانه تساوی حقوق زن و مرد ، مسئولان ترجیح می دهند زنان را استخدام کنند نه جوانان بیکار ، زیرا آنها راضی هستند که دستمزد کمتری دارند و مطابقت بیشتری دارند. با نرخ بالای بیکاری فعلی ، روزانه تعداد جوانان بیکار افزایش می یابد.

زنان حاضر به ازدواج با مردان بیکار نیستند و هر روز تعداد زنان و مردان جوانی که قادر به ازدواج نیستند افزایش می یابد. سن ازدواج بسیار زیاد شده است و بسیاری از افراد کاملاً از ازدواج ، تشکیل خانواده و بزرگ کردن فرزندان کاملاً محروم هستند و باید تمام زندگی خود را در تنهایی طی کنند. زندگی مجرد بسیار سخت است و عوارض جانبی مضر بسیاری دارد.

با شرایط فعلی ، بنیاد خانواده در معرض خطر قرار گرفته است. مقامات دولتی باید برای این مشکل درمانی پیدا کنند. همچنین زنان نباید هنگام انتخاب رشته دانشگاه و شغل دانشگاه از موضوع ازدواج به موقع و تشکیل خانواده غافل شوند. آنها باید با مردان همکاری کنند ، در غیر این صورت پشیمان خواهند شد.

6. حق مالکیت و لذت بردن از اموال حقوق زن و مرد

وقتی شخصی مشروعیت کار می کند ، صاحب درآمد حاصل از کار خود می شوند. نتایج کار شخص متعلق به شخص دیگری نیست. به عنوان مثال ، اگر زن کار کند و شوهر یا پدرش درآمد خود را بگیرند ، این ظلم است. البته اگر او تصمیم بگیرد که دستمزد خود را برای خانواده اش خرج کند ، ممکن است این کار را انجام دهد.

حقوق زن و مرد اما با توجه به اینكه مال در نتیجه وسایل مشروعیت به او تعلق دارد ، خواه از طریق كار ، وراثت ، اهدای عضو و غیره ، وی حق دارد كه به هر روشی كه دوست داشته باشد و از خواص خود لذت ببرد و از او دور كند. منجر به محدود شدن حق او برای تملک و استفاده از دارایی نشود.

اگر زن مقداری کالاها و مجللها را بدست آورد و تصمیم بگیرد که آن را به عنوان هدیه دهد ، یک تجارت را شروع کند ، آن را احتکار کند یا آن را برای خدا اهدا کند ، او آزاد است که این کار را انجام دهد. با این حال ، مواردی وجود دارد که نه مردان و نه زنان حتی با پول خودشان نمی توانند انجام دهند ، مانند این که اگر کسی بخواهد ثروت خود را به آتش بکشد ، از آن به شیوه نامشروع استفاده کند یا از آن به شکلی استفاده کند که برای جامعه مضر است چنین مواردی ممنوع است و هیچ فرقی در این نیست که زن یا مرد باشد.

7. حق امنیت

شخصی که مایل به زندگی در جامعه است – خواه زن و مرد – نیاز به امنیت دارد. این بدان معناست که باید محیطی وجود داشته باشد که زندگی ، املاک ، افتخار و ایستادگی آنها در امان باشد و هیچ کس در حق مشروعیت ، امور و آزادیهای آنها دخالت نکند. امنیت بزرگترین و مهمترین آرزوی هر شخص است.

برای زنان این نیاز باید هم در خانه شوهر و هم در جامعه فراهم شود. اگر امنیت آنها نقض شود ، آنها حق دارند با شکایت خود به دادگاههای صالح مراجعه کنند تا حقوق خود را دریافت کنند. اگر این امر باعث ایجاد تعارض منافع یا بی نظمی در جامعه نشود ، ممکن است مستقیماً از خود دفاع کند و حقوق خود را مطالبه کند. زن و مرد از این نظر هیچ تفاوتی ندارند.

زنان می توانند شکایات را پیش ببرند ، اقدامات قانونی لازم را انجام دهند ، وکالت استخدام کنند ، در دادگاه صحبت کنند ، از خود دفاع کنند و اقدامات لازم را که دفاعشان ممکن است مانند مسافرت انجام دهد یا هر اقدام قانونی دیگری را انجام دهند ، انجام دهند. علاوه بر این که اسلام این حق طبیعی را نفی نکرده است ، همچنین بدیهی است که راه زنان در ظهور اسلام چنین بوده است و رفتار شریف فاطمه (ع) این را تأیید می کند.

برای بدست آوردن حقوق خود ، فاطمه (ع) سخنرانی کرد ، بحث و گفتگو انجام داد و استدلال منطقی ارائه داد. وی با حضور در اجتماع عظیمی از مردم در مسجد پیامبر (ص) و مقامات رسمی دولت ، برای به دست آوردن حقوق عادلانه خود صحبت كرد. اینها مسائل روشن و آشکار در اسلام است.

زنان نباید بگویند از حرف زدن برای عدالت خجالت می کشند و دیگران نباید بگویند این زنان شرم آور و بی ادعا هستند كه حقوق خود را مطالبه می كنند! چرا نامفهوم است ؟! حتی دیگران نیز باید در این زمینه یاری کنند تا زنان بتوانند بهتر و آسان تر برای به دست آوردن حقوق عادلانه خود برخیزند.

8- حق قانونگذاری و زندگی در حضور قوانین

وجود قوانین یکی از موارد ضروری زندگی اجتماعی انسان است. زن و مرد هر دو حق دارند كه در قانونگذاری سهمی داشته باشند و طبعاً حق دارند كه با حضور قوانینی زندگی كنند و از مزایای چنین قوانینی بهره مند شوند. هیچ کس حق ندارد تعصب داشته باشد و به عنوان مثال حق زنان را برای مشارکت در قانون منع کند یا کسی را از حمایت از قانون محروم کند زیرا آنها زن هستند.

9- حق مشاركت و همكاري در دولت

این امر قطعی و یقین دارد که جامعه نیاز به دولت دارد. پیش نیاز اجرای قوانین این است که دولتی وجود داشته باشد که وظیفه رساندن نظم به جامعه را بر عهده داشته باشد. زنان و مردان به طور یکسان ، به عنوان شهروندانی که حق شرکت در انتخاب آینده خود را دارند ، می توانند در دولت و عزم آن نقش داشته باشند. طبعاً حضور در پیش نیازهای این ماجرا نیز حق هر کس است.

ایجاد اتحادیه ها و احزاب سیاسی ، مشارکت در گروه های مختلف ، شرکت در انتخابات و سایر فعالیت های سیاسی از حقوق کلیه مردم از جمله زنان است.

ممکن است زنان گروههایی تشکیل دهند و از حقوق مردان ، زنان و کل کشورشان دفاع کنند. آنها نه تنها باید به امور خودشان فکر کنند. آنها همچنین باید حقوق مظلومان را مورد توجه قرار دهند. اگر آنها نیز به این موارد فکر کنند ، بسیار موفق تر خواهند بود. رقابت بی فایده و جدایی بین زن و مرد نباید تحریک شود. زنان ضمن حفظ معیارهای دینی و قانونی ، باید به نفع کل جامعه و همه انسانها عمل کنند.

10. حق انتخاب همسر

درست همانطور که آقایان حق دارند با چه کسی ازدواج کنند ، همچنین وقتی زنان به سن ازدواج می رسند ، حق دارند همسر خود را انتخاب کنند. زن در انتخاب همسر آزاد است و هیچ کس نمی تواند او را مجبور به ازدواج کند یا او را از ازدواج منع کند. هیچ کس حق ندارد زن یا دوشیزگی را وادار به ازدواج با شخص معینی کند. پدران ، مادران ، خویشاوندان ، یا هر شخص یا اشخاص دیگری نمی توانند او را وادار به ازدواج اجباری یا تنظیم كنند. انسانها در انتخاب همسر مشروع کاملاً آزاد هستند و ممکن است در این کار اجبار و اجبار وجود نداشته باشد.

11. حق داشتن و بزرگ کردن کودکان

داشتن فرزند یک نیاز طبیعی و درست است. انسانها داشتن فرزندان را روشی برای ادامه زندگی خود می دانند. زنان و مردان حق فرزندی دارند. اگر مرد به همسر خود بگوید که اصلاً بچه نمی خواهد ، می تواند این حرف را بزند ، اما این تنها سمت اوست نباید از حقوق و خواسته های زنان صرف نظر کرد. بنابراین ، قوانین مدنی باید هر دو حقوق خود را به نوعی حفظ کند. هر زن و مرد حق دارند فرزندان خود را آنگونه که از نظرشان مناسب است ، آموزش دهند. این یک میل و احساس طبیعی است که در همه زنان و مردان وجود دارد. این موضوع نیاز به یک بحث طولانی تر و واضح تر در زمینه حقوق خانواده دارد و من به اینجا خاتمه خواهم داد.

12. حق فکر کردن و داشتن نظرات و عقاید

زنان تازه متولد و مردان نیز هستند. داشتن عقل و اندیشه از ویژگی های هر دو است. هنگامی که خداوند نعمت به کسی می بخشد ، آنها حق دارند از آن استفاده کنند. ناگفته پیداست که در نتیجه اندیشه ، افراد به یک عقیده یا عقیده می رسند. این عقیده ممکن است درمورد موضوعات معنوی و غیر دنیوی یا اجتماعی و دنیوی باشد. در هر صورت ، اعتقاد فرد صرف نظر از نحوه دستیابی ، قابل احترام است.

درست است ، دیگران ممکن است به آنها توصیه کنند و از آنها بخواهند که اعتقادات خود را تجدید نظر کنند. آنها ممکن است در مورد عقاید خود بحث کنند و آنها را رد کنند ، اما نمی توانند آنها را وادار به تغییر نظرات خود کنند. به عنوان مثال ، شخصی به خدا ایمان دارد و کسی به آنها می گوید که نه. یا شخص هنوز وجود خدا را به خود جلب نکرده است. هیچ کس نمی تواند دیگران را تحت فشار قرار دهد و آنها را محکوم و زندانی کند زیرا آنها نتوانستند اعتقادات خود را بپذیرند!

بنابراین ، آنها نمی توانند آنها را بپذیرند ، پس چه؟ آنها می توانند دلایل منطقی برای آنها بیاورند ، آنها را راهنمایی كنند و آنها را ترغیب كنند كه برای تصحیح عقاید خود به روشی خاص تفكر كنند. اما اگر در نهایت شخص بگوید “من با آنچه شما به من می گویید موافق نیستم” ، شخص نمی تواند شخص را مجازات کند زیرا آنها نظرات ما را نمی پذیرند یا در مورد آنها بلاتکلیف هستند.

من باید اعلام كنم كه برخی از مردم به حكم اسلام در مورد مرتدات [مرتد] اعتراض می كنند و معتقدند كه با آزادی عقیده به عنوان یكی از حقوق طبیعی انسان ها مغایرت دارد. آنها می گویند: اگر یک مسلمان در مورد عدالت دین خود یا یکی از ستونهای آن دچار تردید شود و نتواند آن را بپذیرد ، چرا حق زندگی آنها را انکار می کنید؟

خلاصه ، باید بگویم که این موضوع به یک حق طبیعی مربوط نمی شود؛ بلکه به حقوق اجتماعی و سیاسی انسان ها بر می گردد. درست همانطور که افراد حق دارند ، جامعه نیز حقوقی دارد که باید حفظ شود. به عنوان مثال ، در ظهور اسلام ، برخی كافران به دوستان خود دستور می دادند كه اسلام را بپذیرند و پس از آنكه بعنوان مسلمان شناخته شدند ، از آن خودداری كنند و آن را رد كنند. این توطئه ای برای تضعیف ایمان مردم و آسیب رساندن به جامعه مسلمانان بود. این یکی از انگیزه های این فرمان است.

اعتقادات مردم باید رعایت شود. زن و مرد یکسان هستند. اما اگر فراتر از اعتقاد باشد و به بیان عقیده درآید – به این معنا كه اگر كسی قصد آسیب رساندن به اعتقادات دیگران را داشته باشد ، كه اعتقادات او نیز قابل احترام است ، با ارتقاء اعتقادات فردی خود – حقوق و قوانین مدنی باید مرزهای آزادی را تعیین كند. و طبیعتاً محدودیت ها و مقررات ویژه ای لازم است.

تمام حقوق بشر به گونه ای است که وقتی آنها به تجلی اجتماعی دست می یابند ، خواه آن را دوست دارند یا نه ، با درگیری روبرو می شوند. این درگیری ها مانع از تحقق آنها در اشکال خالص خود می شوند آنها به قالب ها و کانال های خاصی احتیاج دارند. روحیه این اصول باید در قالب قوانین اساسی و حقوق شهروندی وارد شود تا همه مردم از بالاترین میزان حقوق و آزادی ممکن بهره مند شوند و به این ترتیب که آزادی هیچ کس آزادی دیگران را نادیده نگیرد.

یكی از ضروریات آزادی اعتقاد این است كه اگر كسی باید در نتیجه اعتقاد خود مراسم و مراسم خاصی را انجام دهد ، این حق آنهاست و هیچ كس نمی تواند مانع از این شود یا در آن دخالت نكند.

13. حق جستجوی دانش

آزادی در جستجوی دانش یک حق انسانی است که قبلاً به طور گسترده مورد بحث قرار گرفته است. خلاصه اینکه زنان در دستیابی به دانش به اندازه مردان آزاد هستند و نیازی به تکرار بحث نیست.

14- حق ارتقاء معنوی و عرفانی

انسان ها از ظرفیت و توانایی پیشرفت معنوی و پیشرفت فکری برخوردار هستند. بنابراین ، زنان و مردان حق دارند در صفوف والای معنوی تلاش کنند و به کمال معنوی و پالایش متعالی برسند و هیچ کس حق ندارد کسی را از این مسیر منع کند.

این خلاصه ای از حقوقی بود که زن به عنوان انسان داشت. همه مردم موظف هستند این حقوق را بپذیرند. نه تنها همه باید از زیرپا گذاشتن این حقوق خودداری کنند بلکه باید در دفاع از آنها نیز تلاش کنند. دولت و دیگران مسئولیت تحقق این حقوق را بر عهده دارند و باید ابزار لازم برای دستیابی به حقوق زنان را تهیه کنند.

• منظور از “حقوق طبیعی” و “حقوق اکتسابی” چیست؟

پاسخ:برای انسان دو نوع حقوق قابل تصور است: حقوق طبیعی و حقوق اکتسابی. حقوق طبیعی حقوقی است که منشأ و منشأ آن پیدایش ویژه انسان است. این حقوق نیازی به قوانین یا کنوانسیون ندارد. هر “ظرفیت طبیعی” پایه ای برای “حق طبیعی” است. دلیل اینکه این حقوق برای همه انسانها برابر یا معادل است اینست که هیچ انسانی متولد برتری ، مسلط یا تسلیم دیگران نیست و سیستم های اجتماعی زندگی انسان طبیعی (ذاتی) یا کشنده نیست. مشاغل ، پست ها و مسئولیت ها به طور طبیعی توزیع نمی شوند. بنابراین این حقوق متعلق به همگان است و هر فرد انسانی طبق طبیعت از آنها بهره می برد. از آنجا که نیازی به تدوین این حقوق نیست ، هیچ کس نمی تواند آنها را از بین ببرد و دیگران را از این حقوق منع کند. با توجه به این حقوق ، رنگ ، نژاد ، زن بودن ، بدخواهی ، یا سایر اختلافات یا مزایای آنها بی اهمیت است و هیچ کس متفاوت نیست. به عنوان مثال ، حق یادگیری یا ازدواج حقوقی است که توسط نبوغ بشریت و خود طبیعت مزمن شده است. کسی که سعی در اثبات چنین حقوقی دارد حرف جدیدی برای گفتن ندارد. آنها فقط می توانند حقایق آشکار و قطعی را بازگو کنند. به همین ترتیب ، کسانی که سعی در انکار اینگونه حقوق دارند با منطق ، طبیعت و پیدایش انسان در تضاد هستند.

رعایت و احترام به حقوق طبیعی دیگران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین ، قوانین قانون اساسی و مدنی باید براساس حقوق طبیعی و ذاتی تنظیم شود و تحت هیچ شرطی نباید این حقوق را نقض یا تعارض کند.

اگر قوانین با قواعد و اصول بنیادی – که برخی از آنها ذکر شده است – مغایرت ندارند ، اختلافات و توسعه زمانی آنها باید نتیجه شرایط غالب و تغییر شرایط باشد. به عنوان مثال ، در یک جامعه ممکن است لازم باشد محدودیت ها و مقررات مختلفی را برای تسهیل در اداره تعیین کند تا همه بتوانند به طور یکسان از حقوق طبیعی خود بهره مند شوند ، مانند محدودیت های ازدواج فامیلی ، کنترل تولد ، شرایط و نحوه ازدواج و سایر قراردادها ، قوانین کار قوانین املاک و غیره این قوانین ممکن است از کشور به کشور دیگر متفاوت باشد. حتی در چنین شرایطی ، همه انسانهایی که مشمول این قوانین هستند ، از حق برابر برخوردارند که از آنها بهره مند شوند و خود قانون در صورت وجود استثنائات نیز تعیین می کند.

جنبه دیگری که معمولاً در قانونگذاری قوانین مورد توجه قرار می گیرد این است که آنها باید روشن کنند که چه کارهایی باید انجام شود که حقوق در تضاد است. به عنوان مثال ، فرض کنید بعضی ها یک بیماری مسری خاص دارند که در این صورت قانون ممکن است آنها را از ازدواج منع کند تا اینکه درمان شوند. این محرومیت از یک حق طبیعی به این دلیل است که برخورداری از حق خود برابر است با واگذاری دیگران از برخی از حقوق آنها. بنابراین ، ترجیح این است که برای حفظ حقوق قانونی اکثریت و جلوگیری از از بین رفتن آنها ، حقوق و آزادی های اقلیت محدود می شود. قانون باید این محدودیت ها را تعیین کند. این باید ضمن حفظ احترام به حقوق و آزادیهای فردی و تلاش برای پیشبرد آنها ، حقوق جامعه را تضمین کند.

برای بیان امور متفاوت ، قوانین ثانویه و خاص عامل حقایق عینی را در بر می گیرد و به تضمین و تأمین حقوق طبیعی کلیه شهروندان با توجه به شرایط خاص زمانی و جسمی پایبند هستند. در اینجا این سؤال مطرح است كه آیا به غیر از نیازها و خصوصیات طبیعی بشریت و همچنین ضروریات زندگی اجتماعی ، آیا عوامل دیگری در تدوین قوانین دخیل هستند؟

در پاسخ باید بگوییم: خداوند ، خردمند ، منزه ، انسان را برای یک هدف خاص آفریده است. وی برخی از پیش نیازهای این هدف را در طبیعت و قانون اساسی بشریت به کار گرفته است. به عنوان نمونه ، برای تحریک نژاد بشر ، بخشی از وجود یک فرد است که نیاز به ازدواج و محبت به فرزندان خود را احساس می کند. هنگام تعیین قوانین ، ما حق نداریم با این طرح و ایده آل مخالف باشیم به گونه ای که استمرار بشر را به خطر اندازد. این یکی از دلایلی است که تشکیل یک خانواده توسط دو عضو از یک جنس نمی تواند تحریم شود.

علاوه بر این ، هر فرد باید بر اساس اصول و ارزشهای خاص خود اهداف مختلفی را انتخاب و دنبال کند. پیشرفت و موفقیت افراد و جوامع به همین بستگی دارد. علاوه بر اینکه مانع سفر یا پیشرفت در راه پیشرفت و رستگاری نمی شود ، قوانین باید چنین مسیرهایی را روان تر ، آسان تر از عبور و روشن تر کنند. البته به دلیل محدودیت دانش بشریت و اختلاف نظر در بین مردم ، قوانینی که قانونگذاری انسان ها با یکدیگر فرق دارد و گاهی حتی در تضاد است.

برخی اظهار داشتند که این بحث با “رابطه حقیقت و ایدئولوژی” یا به تعبیرهای مختلف “رابطه حقایق و ضروریات” رابطه نزدیک و در هم تنیده ای دارد. آیا می توان گفت که مستندات (قوانین مقرر) کاملاً برگرفته از واقعیت ها بوده و هستند؟

این یک موضوع اساسی است که مرحوم علامه طباطبائی ، شهید مطهری و برخی دیگر به طور طولانی در مورد آن بحث کرده اند. سایر مقامات با منطق آنها موافق نیستند. من معتقدم که نیازها مبتنی بر واقعیت است. انسانها دارای ظرفیت ها و نیازها هستند و در نتیجه باید آنها را برآورده سازند. همانطور که قبلاً بیان کردم ، حقوق و موضوعات قانونگذاری پاسخی به نیازها و شرایط ژنتیکی بشریت است که قابل انکار یا مخالفت نیست. با این حال ، یک نکته را باید در خاطر داشته باشید: هر “ضروری” نمی تواند از هر “واقعیت” ناشی شود.

به عنوان مثال ، اگر علم به این نتیجه برسد که چنین و چنین نژادهایی در برخی توانایی ها و ویژگی ها برتری با یک مسابقه دیگر است ، ممکن است نتیجه بگیریم که هرکدام باید امتیازات بیشتری از ظرفیت خود را توسعه دهند و حقوق کسب شده آنها باید براساس موفقیتشان تعیین شود. و کارآیی ما نمی توانیم از چنین اختلافاتی تعصب نژادی نتیجه بگیریم زیرا نژادپرستی فرمولی است که بر اساس تفاوت اساسی بین نژادها است. اگر نژادها را در انسانیت آنها متفاوت بدانیم ، می توانیم حقوق و محاسن طبیعی آنها را از هم متمایز کنیم.

با این حال ، از آنجا که همه در بشریت یکسان هستند ، حقوق طبیعی آنها کاملاً برابر است. همه حق آزادی ، خودمختاری ، آموزش ، فعالیت سیاسی ، بهداشت ، بهداشت و … را دارند و همه آنها باید از امکانات و حقوقی که حق همه انسانها است بهره مند شوند. سپس ، اگر نتایج متفاوتی حاصل از این مزیت برابر حاصل شود ، هر فرد باید جای مناسب خود را در جامعه بدست آورد و نقشی را ایفا کند که متناسب با توانایی های آنها باشد.

برخی ادعا می کنند که از نظر حقوق طبیعی برابری همه انسانها وجود دارد. اختلافات نژادی و فردی هیچ تاثیری بر این حقوق ندارد. اما ، از آنجا که حقوق اکتسابی مبتنی بر ظرفیت ها ، تلاش ها و شرایط افراد است ، طبیعتاً آنها با یکدیگر برابر و یکسان نخواهند شد. حال که در این موضوع برابری وجود دارد ، آیا قانون خاصی وجود دارد که می تواند اساس و معیار برای حقوق اکتسابی محسوب شود؟

در جواب باید بگویم که یکی از معیارها تجلی ظرفیتهاست. اگر شخص سخت کار کند و در دانش و علم ، مدیریت و رهبری یا قدرت جسمی صلاحیت کسب کند ، آن شخص باید در جای مناسب زندگی خود واقع شود تا مهارت های فردی آنها هدر رفته و تا حد ممکن جلوی آن گرفته شود.

معیار دیگر این است که بهره مندی از حقوق فردی نباید باعث آسیب یا ضرر دیگران یا نقض حقوق آنها شود. آنها حتی نباید به خودی خود ضرر وارد کنند. همچنین ، آنها نباید باعث ایجاد اختلال و آسیب به سیستم اجتماعی شوند و نباید در تضاد باشند و باعث ایجاد اختلاف نظر با سایر معیارها و معیارهای انسانی شوند. بدنه این معیارها ممکن است در کلمه عدالت خلاصه شود. بدین معنی که هیچ حقی ممکن است با اصول عدالت ناسازگار باشد.

اگر استفاده از حق مستلزم بی عدالتی باشد ، ناعادلانه می شود و وضعیت خود را به عنوان یک حق از دست می دهد. برای زن و مرد مجاز نیست که به بهانه بهره مند شدن از حقوق خود ، حقوق دیگران را زیر پا بگذارد. این امر به دلیل سوء استفاده از حقوق ممنوع است.

 

دانلود و دریافت فایل

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.