مقاله

هزینه جذب در مقابل هزینه متغیر : تفاوت چیست ؟

هزینه جذب در مقابل هزینه متغیر : یک مرور کلی

هزینه جذب تمام هزینه ها ، از جمله هزینه های ثابت ، مربوط به تولید را شامل می شود ، در حالی که هزینه متغیر فقط شامل هزینه های متغیر است که به طور مستقیم در تولید انجام می شود. شرکت هایی که از هزینه های متغیر استفاده می کنند ، هزینه های عملیاتی با هزینه ثابت را از هزینه های تولید جدا می کنند.

برخی از هزینه های مستقیم مربوط به تولید یک محصول شامل دستمزد کارگران برای تولید کالای بدنی ، مواد اولیه مورد استفاده در تولید یک محصول و هزینه های سربار در ساخت محصول مانند باتری ها برای اجرای ماشین آلات است.

هزینه های ثابت که متغیر و هزینه جذب را متمایز می کند در درجه اول هزینه های سربار مانند حقوق و اجاره ساختمان است که با تغییر در سطح تولید تغییر نمی کند. یک شرکت مجبور است هر ماه و بدون در نظر گرفتن اینکه آیا 1000 محصول تولید می کند یا اصلاً هیچ محصولی را ندارد ، هر ماه صورتحساب و دفاتر خدمات خود را پرداخت کند .

هرکدام از روش های هزینه یابی که یک شرکت برای اهداف حسابداری از آن استفاده می کند ، مزایا و معایبی دارد.

هزینه جذب

هزینه جذب ، که به عنوان هزینه کامل نیز شناخته می شود ، مستلزم تخصیص هزینه های سربار ثابت در کلیه واحدهای تولیدی برای دوره است ، در نتیجه هزینه واحد بر خلاف هزینه متغیر ، که تمام هزینه های سربار ثابت را با یک هزینه ترکیب می کند ، گزارش آنها را به عنوان یک خط واحد ارائه می دهد. کالای موجود در ترازنامه که باید در برابر درآمد خالص گرفته شود. در مقابل ، هزینه جذب به دو دسته هزینه های سربار ثابت منجر می شود: اینها مربوط به هزینه کالاهای فروخته شده و آنهایی که به موجودی مربوط می شوند.

یكی از مهمترین مزایای هزینه های جذب این است كه روشی است كه یك شركت باید مطابق با اصول حسابداری پذیرفته شده باشد (GAAP). حتی اگر یک شرکت تصمیم به استفاده از هزینه های متغیر داخلی بگیرد ، طبق قانون موظف است در هر صورت مالی خارجی که منتشر می کند از هزینه جذب استفاده کند. هزینه جذب نیز روشی است که یک شرکت برای محاسبه و تشکیل مالیات خود ملزم به استفاده از آن است.

برخی ممکن است استدلال کنند که از آنجا که یک شرکت به هر حال باید از هزینه های جذب استفاده کند ، ممکن است این رویکرد را تنها بر خلاف تحمل بار اضافی نگهداری کتاب های با هزینه متغیر انجام دهد.

هزینه های جذب نیز می توانند دقیق تر از سود خالص حساب کنند ، به ویژه هنگامی که یک شرکت تمام محصولات خود را در همان دوره حسابداری که در آن تولید می شود ، بفروشد . هر هزینه ای به محصولات تولید شده اعم از فروخته شده یا نه اختصاص می یابد.

هزینه متغیر

هزینه های متغیر می تواند تعیین قیمت ایده آل برای کالاها و خدمات خود دشوارتر کند زیرا تمام هزینه های شرکت را برای تأمین سود آن در نظر نمی گیرد. با این وجود ، با نگاه کردن به هزینه های مستقیم با تولید ، هزینه متغیر باعث می شود تا یک شرکت سودآوری بالقوه تولید یک محصول را نسبت به محصول دیگر مقایسه کند.

با این حال ، هزینه جذب به عنوان هزینه متغیر برای مقایسه سودآوری خطوط مختلف محصول مفید نیست . از سوی دیگر ، هزینه متغیر ، یک شرکت را قادر می سازد تا تجزیه و تحلیل هزینه-حجم-سود را انجام دهد . این تجزیه و تحلیل با تعیین اینکه چه تعداد از کالاهایی باید یک شرکت تولید و بفروشد تا به نقطه سودآوری برسد ، آشکار می کند.

  • هزینه جذب تمام هزینه ها ، از جمله هزینه های ثابت ، مربوط به تولید را شامل می شود ، در حالی که هزینه متغیر فقط شامل هزینه های متغیر است که به طور مستقیم در تولید انجام می شود.
  • هزینه جذب ، که به عنوان هزینه کامل نیز شناخته می شود ، مستلزم تخصیص هزینه های سربار ثابت در کلیه واحدهای تولیدی برای دوره است ، و در نتیجه هزینه واحد تولید می شود.
  • هزینه یابی متغیر می تواند تعیین قیمت ایده آل برای کالاها و خدمات آن دشوارتر باشد زیرا تمام هزینه ها را مستقیماً در نظر نمی گیرد

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا