فارسی هفتم

گام به گام درس 10 فارسی هفتم

فارسی هفتم درس 10 : کلاس ادبیات، مرواریدی در صدف، زندگی حسابی، فرزند انقلاب با پاسخ

جواب سوالات درس دهم فارسی هفتم – حل صفحه 93 . 95 | خودارزیابی فارسی هفتم درس 10 ، درس : کلاس ادبیات، مرواریدی در صدف، زندگی حسابی، فرزند انقلاب ، گام به گام درس 10 فارسی هفتم جواب سوالات درس به درس پایه هفتم پاسخ به سوال نوشتن کار گروهی درک و دریافت ، جواب کتاب فارسی درس دهم بصورت کامل در این پست برای کاربران منوجان قرار داده شده است. سوالات کتاب فارسی هفتم شامل چه صفحاتی است؟
  1. جواب صفحه 93 فارسی هفتم
  2. جواب صفحه 95 فارسی هفتم

manujani تمام جواب سوالات خودارزیابی فارسی هفتم درس دهم صفحه به صفحه را در قسمت زیر برای شما قرار داده است که میتوانید تا انتهای همین مقاله که گام به گام فارسی هفتم درس 10 با جواب قرار داده شده است را مطالعه کنید.

جواب سوالات درس دهم فارسی هفتم – حل صفحه 93 . 95

جواب خودارزیابی و نوشتن فارسی هفتم

گام به گام هفتم درس فارسی

فارسی هفتم درس دهم : کلاس ادبیات، مرواریدی در صدف، زندگی حسابی، فرزند انقلاب با پاسخ

جواب خود ارزیابی صفحه 93 فارسی هفتم

١- معلم، برای تشویق نیما چه کرد؟
جواب سوال  کتابی را به او  داد تا مطالعه کند.

٢- دکتر حسابی و دکتر کاظمی آشتیانی چه خصوصیات مشترکی داشتند؟
جواب سوال  هر دو به خواندن قرآن و شعر و ادبیات و مطالعه‌ ؛ علاقه مند بودند.

۳- به نظر شما چرا دکتر حسابی، با «علم بدون عمل» مخالف بود؟
جواب سوال  زیرا علم بدون عمل مثل زنبور بی ‌عسل است و سودی ندارد. هم چنین کسی که از علم خود در زندگی بهره نمی‌برد، در زندگی ناموفق خواهد بود و تنها عمل است که پس از کسب علم می‌تواند موجب ترقی و تکامل شود.

جواب نوشتن صفحه 95 فارسی هفتم

1- زمان فعل‌های زیر را مشخص کنید.
خواهم رفت:
جواب سوال  آینده
می‌نویسند:
جواب سوال  حال
گرفته بودی :
جواب سوال  گذشته
شنیدیم :
جواب سوال  گذشته
نشسته بودید:
جواب سوال  گذشته
آمدند:
جواب سوال  حال

2- پیام، قافیه و ردیف را در «قطعه زیر» بنویسید.

برزگری پند به فرزند داد / کای پسر این پیشه پس از من توراست

هر چه کُنی کشت، همان بدْرَوی / کار بد و نیک چو کوه و صداست

جواب سوال  : نتیجه‌ی اعمال و رفتار ما به خودمان بر می‌گردد.
قافیه: را / صدا
ردیف: است

٣- با توجه به متن درس، جای خالی را با کلمه مناسب، پرکنید.
– معلم با همان ..لحن.. گرمش ادامه داد: «خیلی عالی است.»
– اگر با او همسفر می‌شدی در طول راه تلاوتزیبای قرآن او را می‌شنیدی.

۴- در متن زیر غلط‌های املایی را پیدا کنید و شکل درست آنها را بنویسید.
مهم این است که در مقابل سختی‌ها تصلیم نشد. اگر انسان در برابر دشواری‌ها بایستد، بر آن چیره می‌شود، البته باید سبر و تاقت را از دست نداد و هیچ گاه ناسپاسی نکرد.
جواب سوال  تسلیم – صبر – طاقت

معنی درس دهم فارسی هفتم

🍂 چشم دوختن: کنایه از نگاه کردن
🍂 جاذبه: گیرایی، جذابیت

🍂 دستپاچگی : عجله، شتاب زدگی
🍂 جرئت: شجاعت

🍂 لحن: آهنگ
🍂 مندیش: نیندیش، اندیشه نکن، مخفف میندیش

🍂 مردم چشم: مردمک چشم
🍂 تحسین: آفرین گفتن

🍂 نوابغ: جمع نابغه، باهوش و زیرک
🍂 خرد: کوچک

🍂 نظیر: همانند
🍂 فراغت: آسودگی

🍂 پروا: ترس
🍂 تلاوت: خواندن قران

🍂 درک: فهمیدن و دریافتن
🍂 معانی: جمع معنی

🍂 چمیدن: به ناز راه رفتن
🍂 زنده دلان: هوشیاران، دل آگاهان

🍂 بی نظیر: بی مانند، بی همتا
🍂 آراسته: زیبا و مرتب شده

🍂 لبریز: پـُـر و انباشته
🍂 چشم از جهان فرو بست: کنایه از فوت کرد

🍂 معظم: بزرگوار
🍂 پژوهشگر: جست وجو گر

🍂 نوید: مژده
🍂 صالح: درستکار

🍂 روحیه دادن: کنایه از امیدواری و شجاعت ایجاد کردن

🍂 واردات: کلاهایی که از خارج کشور به کشور آورده میشود

🍂 پاسی: قسمتی یابخشی از زمان (پاسی از شب: قسمتی ازشب)

🍂 ملک وجود: هستی و وجود به سرزمین و ملک تشبیه شده است (اضافه تشبیهی)

معنی شعر ای مرغک خرد ز آشیانه

ای مرغک خرد ز اشیانه / پرواز کن و پریدن اموز

ای پرنده ی کوچک از اشیانه ات پرواز کن تا پریدن را یاد بگیری

تا کی حرکات کودکانه؟ / در باغ و چمن چمیدن اموز

تا کی می خواهی رفتار کودکانه داشته باشی؟ زمان ان رسیده که در باغ و چمن با ناز و غرور پرواز کردن را یاد بگیری

رام تو نمی شود زمانه / رام از چه شدی؟ رمیدن اموز

زمانه هرگز مطیع تو نمی شود بنا براین توهم مطیع روزگار نباش بلکه راه گریختن و مقابله کردن را یاد بگیر

مندیش که دام هست یا نه / بر مردم چشم دیدن اموز

تنها به گرفتاری ها و سختی های روزگار فکر نکن بلکه راه درست اندیشیدن و مقابله کردن با ان سختی ها را یاد بگیر و تجربه کسب کن

شو روز به فکر اب و دانه / هنگام شب ارمیدن اموز

روز به دنبال غذا باش و به هنگام شب استراحت کن

معنی شعر گل و گل

شعر خوانی : گل و گل

شبی در محفلی با آه و سوزی شنیدستم که مرد پاره دوزی

چنین می گفت با پیر عجوزی ((گلی خوشبوی در حمام روزی

رسید از دست محبوبی به دستم))

شنیده ام که شبی در یک مجلسی مرد پینه دوزی به پیرزنی چنین گفت: یک روز در حمام، دوستی به من گِل خوشبویی داد

گرفتم آن گل و کردم خمیری خمیری نرم و نیکو چون حریری

معطر بود و خوب و دلپذیری ((بدو گفتم که مشکی یا عبیری که از بوی دلاویز تو مستم))

آن گل را گرفتم و به خمیری نرم و خوب تبدیل کردم که نرمی و لطافت آن مانند ابریشم بود.آن خمیر خوشبو و خوب و دل پسند بود.به او گفتم که مشک یا عبیر هستی که من از بوی خوش تو از خود بی خود شده ام.

همه گل های عالم آزمودم ندیدم چون تو و عبرت نمودم

چو گل بشنید این گفت و شنودم ((بگفتا من گلی ناچیز بودم ولیکن مدتی با گل نشستم))

همه  گِل های دنیا را آزمایش کرده ام ولی گِلی به خوبی و خوشبویی تو ندیدم و متعجب شدم. وقتی گِل حرف های من را شنید گفت: من گِلی ناچیز و بی ارزش بودم، ولی مدتی هم نشین گُل شدم

گل اندر زیر پا گسترده پر کرد مرا با همنشینی مفتخر کرد

چو عمرم مدتی با گل گذر کرد ((کمال همنشین در من اثر کرد و گرنه من همان خاکم که هستم))

گُل، گلبرگ هایش را زیر پایش پراکند و من را با هم نشینی اش سر افراز کرد. وقتی مدتی از عمرم با گُل سپری شد، صفات و ویژگی های خوب گُل در من اثر کرد. و گر نه من در اصل همان خاکی هستم که در ابتدا بی ارزش بودم.

در پایان حل تمرینات فارسی پایه هفتم دیدگاه و سوالات خود را با manujani در میان بگذارید . امیدوارم که این سوالات پاسخگو و جوابگویه مشکلات درسی شما را رفع کرده باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا