فارسی هفتم

گام به گام درس 7 فارسی هفتم

فارسی هفتم درس 7 : علم زندگانی با پاسخ

جواب سوالات درس هفتم فارسی هفتم – حل صفحه 61 . 63 | خودارزیابی فارسی هفتم درس 7 ، درس : علم زندگانی ، گام به گام درس 7 فارسی هفتم جواب سوالات درس به درس پایه هفتم پاسخ به سوال نوشتن کار گروهی درک و دریافت ، جواب کتاب فارسی درس هفتم بصورت کامل در این پست برای کاربران منوجان قرار داده شده است. سوالات کتاب فارسی هفتم شامل چه صفحاتی است؟
  1. جواب صفحه 61 فارسی هفتم
  2. جواب صفحه 63 فارسی هفتم

manujani تمام جواب سوالات خودارزیابی فارسی هفتم درس هفتم صفحه به صفحه را در قسمت زیر برای شما قرار داده است که میتوانید تا انتهای همین مقاله که گام به گام فارسی هفتم درس 7 با جواب قرار داده شده است را مطالعه کنید.

جواب سوالات درس هفتم فارسی هفتم – حل صفحه 61 . 63

جواب خودارزیابی و نوشتن فارسی هفتم

گام به گام هفتم درس فارسی

فارسی هفتم درس هفتم : علم زندگانی با پاسخ

» معنی شعر علم زندگانی

جواب خود ارزیابی صفحه ۶۱ فارسی هفتم

۱- چرا گیتی به چشم کبوتر بچّه تاریک شد؟
جواب: زیرا خسته شده بود و دیگر توان پرواز نداشت.

۲- به نظر شما کبوتر بچّه ممکن است چه پاسخی به پند مادر داده باشد؟
جواب: اینکه بالاخره شما هم از روز اول بی‌تجربه بوده‌اید و کم کم تجربه کسب کرده‌اید. یا قبول کردن پند مادر و عمل به آن

۳- پیام اصلی درس چیست؟
جواب: برای موفقیت در زندگی می‌بایستی علم زندگی کردن را با تلاش و استفاده از تجربیات آموخت.

جواب کارگروهی صفحه ۶۳ فارسی هفتم

١- درس را به صورت نمایش در کلاس اجرا کنید. به عهدهٔ دانش‌آموز
۲- داستان دیگری که بیانگر انتقال تجربه است، بیابید و در کلاس بخوانید.

جواب نوشتن صفحه ۶۳ فارسی هفتم

۱- در بیت‌های زیر متمّم‌ها را مشخّص کنید و بنویسید.
پرید از شـاخـــکی بر شـــاخــساری / گذشت از بامــــــکی بر جـو کناری
جواب: شاخکی، شاخساری، بامکی، جو کناری
ز وحشت، سست شد بر جـــای، ناگاه / ز رنــج خستـــگی درمـــاند در راه
جواب: وحشت، جای، ز، رنج، راه

۲- دو واژهٔ کوتاه شده از متن درس پیدا کنید و شکل کامل آن را در جدول زیر، مانند نمونه بنویسید.

کوتاه شده کامل
فتاد افتاد
گهی گاهی
شاخی شاخه‌ای
توش توشه
گه گاه

۳- با توجّه به معنی، املای صحیح کلمه را انتخاب کنید.
الف) (هجوم – حجوم) = حمله
ب) (اجز – عجز) = ناتوانی

۴- یک مفعول و یک متمّم از صفحهٔ نخست درس پنجم، پیدا کنید و جمله‌های آن را بنویسید.
۱- مفعول: تصمیم گرفتم قلبم را بدهم به مادرم. جمله عاطفی
۲- متمم: این طور شد که به خودم گفتم: دیگر انتخاب کردن بس است.

معنی  شعر درس هفتم فارسی هفتم

معنی واژه های درس هفتم

🍂 شوق: اشتیاق، علاقه
🍂 جرات: شهامت
🍂 شاخسار: شاخه درخت
🍂 بامکی: بام کوچک
🍂 جو کناری: جویبار
🍂 گیتی: جهان، دنیا
🍂 سست: ضعیف، بی حال
🍂 عجز: ناتوانی
🍂 بس: بسیار
🍂 نوکاران: تازه کاران، بی تجربه ها
🍂 برزن: محله،کوچه
🍂 توش: اندوخته، ذخیره، مخفف توشه
🍂 حدیث: سخن، داستان
🍂 گنج: چیزی با ارزش
🍂 گه: گاه، زمان
🍂 دمساز: همراه، سازگار
🍂 هجوم: حمله، یورش
🍂 فتنه: آشوب، در اینجا بدبختی، عذاب
🍂 برومند: بارور، با ثمر، پر بار

 معنی شعر علم زندگانی

1 کبوتر بچه ای با شوق پرواز *** به جرات کرد روزی بال و پر باز
واژه های قافیه: پرواز/باز
روزی جوجه کبوتری با اشتیاق پرواز، با شهامت، بال و پرش را گشود.

 

2 پرید از شاخکی بر شاخساری *** گذشت از بامکی بر جو کناری
از شاخه کوچکی بر شاخه دیگر پرید و از بام کوچکی به کنار جویباری پرواز کرد.

 

3  نمودش بس که دور آن راه نزدیک *** شدش گیتی به پیش چشم تاریک
دور و نزدیک: آرایه تضاد
واژه های قافیه: شاخساری/کناری
از بس که آن راه نزدیک به نظرش طولانی آمد ،جهان در پیش چشمش تاریک شد. (خسته شد)

 

4 ز وحشت سست شد بر جای،ناگاه *** ز رنج خستگی درماند در راه
واژه های قافیه: ناگاه/راه
ناگهان به خاطر وحشت و ترس، بر جایش بی حال ایستاد و از شدت رنج و خستگی از ادامه حرکت بازماند.

 

5 فتاد از پای، کرد از عجز فریاد *** ز شاخی، مادرش آواز در داد
واژه های قافیه: فریاد/داد
فتاد از پای آرایه کنایه (کنایه از ناتوانی )
درمانده شد و از عجز ناتوانی فریاد کشید، ناگهان مادرش با صدای بلند گفت:

 

6 تو را پرواز بس زود است و دشوار *** ز نو کاران که خواهد کار بسیار؟
واژه های قافیه: دشوار/بسیار
پرواز برای تو بسیار زود و سخت است و کسی از افراد بی تجربه و تازه کار انتظار کارهای بزرگ ندارد.

 

7 هنوزت نیست پای برزن و بام *** هنوزت نوبت خواب است و آرام
واژه های قافیه: بام/آرام
تو توانایی رفتن به کوچه و پریدن بر روی بام را نداری و الان زمان استراحت کردن تو است .

 

8 تورا توش هنر می باید اندوخت *** حدیث زندگی می باید آموخت
واژه های قافیه: اندوخت/آموخت
توش هنر: تشبیه (هنر مانند توش است)
لازم است که تو تجربه اندوزی کنی و راه و رسم زندگی کردن را یاد بگیری.

 

9 بباید هردو پا محکم نهادن *** از آن پس فکر بر پای ایستادن
واژه های قافیه: نهادن/ایستادن
باید اول بتوانی هر دو پایت را محکم و استوار بر روی زمین بگذاری و بعد از آن به فکر ایستادن باشی.

 

10 من اینجا چون نگهبانم تو چو گنج *** تورا آسودگی باید مرا رنج
واژه های قافیه: گنج/رنج
آرایه تشبیه (چو نگهبان/ چون گنج )
من در اینجا همانند نگهبان هستم و تو چون گنجی با ارزش می باشی، تو باید آسوده و راحت باشی و من باید رنج محافظت تو را تحمل کنم.

11 مرا در دام ها بسیار بستند *** ز بالم کودکان پرها شکستند
من در دام های بسیاری گرفتار شدم و کودکان، پرها و بال هایم را شکستند (رنج و سختی زیادی را تحمل کردم و تجربه اندوختم)

12 گه از دیوار سنگ آمد ،گه از در *** گهم سر پنجه خونین شد، گهی سر
قافیه ها:در/سر
گاهی از بالای دیوار و گاهی از در خانه به من سنگ می زدند و مرا زخمی می کردند.

 

13 نگشت آسایشم یک لحظه دمساز *** گهی از گربه ترسیدم گه از باز
واژه های قافیه: دمساز/باز
باز: پرنده شکاری
من لحظه ای در زندگی، در آسایش به سر نبردم. زمانی از گربه و گاهی از باز ترسیدم.

 

14 هجوم فتنه های آسمانی *** مرا آموخت علم زندگانی
واژه های قافیه: آسمانی/زندگانی
بلاها و مشکلات روزگار، علم زندگی کردن را به من یاد داد.

 

15 نگردد شاخک بی بن ،برومند *** ز تو سعی عمل باید، ز من پند
واژه های قافیه: برومند/پند
شاخه کوچکی که بدون ریشه باشد، میوه نمی دهد؛ (رشد نمی کند ) بنابرین تو باید سعی و تلاش کنی، من هم باید به تو پند و اندرز بدهم.

 

پیام شعر علم بازرگانی
انسان باید در زندگی با سعی و تلاش بسیار ،تجربه به دست بیاورد تا در زندگی موفق شود.

تاریخ ادبیات:

#پروین_اعتصامی
فرزند یوسف اعتصام الملک آشتیانی در تبریز متولد شد .سرودن شعر را از هشت سالگی
آغاز کرد.
نخستین شعرهایش را در مجله《بهار》 به چاپ رسانید.
تنها اثر او ،《دیوان شعری》است که بارها چاپ شده است .
دیوان او شامل: قصاید و قطعات است.
بیشتر قطعات خود را به صورت گفت و گو سرود که در اصطلاح ادبی به آن 《مناظره》 می گویند.
سرانجام پروین بر اثر بیماری حصبه درگذشت. آرامگاه او در شهر قم قرار دارد. 《کنار صحن معصومه (س)》

معنی حکایت دعای مادر

از بایزید بسطامی -که رحمت خدا بر او باد- پرسیدند که تو قبل از این که به این مقام و مرتبه برسی چگونه فردی بودی وچگونه به این راه هدایت شدی؟
گفت: من ده سال داشتم و شب ها مشغول عبادت بودم.
یک شب مادرم از من درخواست کرد که چون امشب سرد است نزد من بخواب.
سرپیچی از درخواست مادرم برایم سخت بود.بنابراین قبول کردم.
آن شب اصلا خوابم نبرد و نتوانستم نماز شب به جا آورم.
یک دستم در دست مادر بود و دست دیگرم در زیر سرش بود تا راحت بخوابد.
آن شب هزار بار سوره توحید را خوانده بودم.
آن دستی که زیر سر مادرم بود بی حرکت مانده بود و خون در آن جریان نداشت.
گفتم ای بدن به خاطر خداوند و خشنودی او رنج و سختی امشب را تحمل کن.
وقتی مادرم از خواب برخاست و مرا در آن وضع دید برایم دعا کرد وگفت:خدایا تو هم از فرزندم راضی باش و مقام و مرتبه اش را در ردیف مرتبه بزرگان و عارفان قرار بده.
دعای مادرم درباره من پذیرفته شد و مرا به این درجه و جایگاه رساند.

 

در پایان حل تمرینات فارسی پایه هفتم دیدگاه و سوالات خود را با manujani در میان بگذارید . امیدوارم که این سوالات پاسخگو و جوابگویه مشکلات درسی شما را رفع کرده باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا